رونمایی از کتاب ‹پسری که مرد شد»
گزارش نشست ۵۸۸ بنیاد قمپژوهی
با حضور: حاج مظاهر علیعسکری (نویسنده کتاب)
افتتاحیه جلسه
نشست پانصد و هشتاد و هشتم بنیاد قمپژوهی با تلاوت بسماللهالرحمنالرحیم آغاز شد. آقای سیدمحسن محسنی مجری جلسه ضمن خوشامدگویی به حاضران، اعلام کرد که این نشست به تاریخ شفاهی خاندان علیعسگری اختصاص دارد و همزمان با آن، آیین رونمایی از کتاب «پسری که مرد شد» برگزار میشود؛ اثری که به قلم حاج مظاهر علیعسکری نگاشته شده و روایتگر بخشی از زیست اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خود در دهههای پیش و پس از انقلاب اسلامی است.
مقدمه و فضای کلی سخنان
حاج مظاهر علیعسگری سخنان خود را با دعا و ذکر آغاز کرد و تقارن این نشست با ایام نیمه شعبان و همچنین دهه فجر انقلاب اسلامی را به فال نیک گرفت، و برای حاضران، خیر، برکت و گشایش آرزو کرد. همچنین از بنیاد قم پژوهی و دانشگاه طلوع مهر برای دعوت از خود تشکرکرد.
حاج مظاهر علیعسگری، که در دوران خدمت در سپاه با عنوان سرهنگ مظاهرعلیعسگری شناخته میشود، در کتاب خود راوی بخشی از تاریخ شفاهی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خود از دهههای۴۰ و۵۰ تا کنون، در قالب رومان در کتاب «پسری که مرد شد» به نویسندگی خودشان است.
او که دوران کودکی و نوجوانی خود را در فضای سنتی و کارگری قم سپری کرده؛ اظهار داشت فضایی که در آن، تحصیل برای بسیاری از فرزندان طبقات پایین جامعه اولویت اصلی محسوب نمیشد؛ غالب معلمان با تنبیههای خشن در مدارس، جذابیت ادامه تحصیل را برای دانشآموز ایجاد نمی کردند؛ او به درس بی علاقه شد؛
وی که در نوجوانی با بیماری سختی درگیر بوده، از کمبود امکانات درمانی در کتاب خود یاد کرد. وگفته پس از تحمل سه سال درمان و بی میلی به تحصیل به خواست پدر وارد فضای کار کارگری در مغازه پدری شد.
او از هیبت پدران قدیم در تربیت خود سخن گفت و از مفقود شدن ابُهت پدران در زمان حاظر انتقاد داشت. حاج مظاهر به فرهنگ غالب آن زمان اشاره کرد و گفت که اگر کسی درس نمی خواند برعکس امروز؛ که جذابیت ادامه تحصیل و وفور امکانات دیده میشود؛ مسیر شغلی قدیم پدر وپسر یکی بود و شبیه هم تکرار می کردند: پدر کارگر، پسر کارگر. نوه هم کارگر می شد. تنوع شغلی و توانایی وجود نداشت.
وی در کتابش به خاطرات دوران بازی و دعواهایش با بچه ها در کوچه اشاره کرده، و گفته شور و حال اجتماعی ما در آن سالها قدرت ساز و مَرد پرور بود، و از والدین و معلمان خواسته که بچه های غرق در رفاه و محصور در زندگی آپارتمانی را؛ با هنجارها و رسوم گذشته آگاه کنند،
او درکتابش گفته همزمان که در مغازه کنار برادر بزرگترم؛ که فردی مبارز و فعال سیاسی و فرهنگی بود کار میکردم؛ تحت تأثیر شکلگیری شخصیت فکری و اجتماعی او قرار گرفتم.
با دستگیری برادرش در جریان حوادث امنیتی؛ بعد از نفجار سینمای قم توسط سازمان امنیتی ساواکِ پهلوی و انتقال وی به زندان ضدخرابکاری تهران، مسئولیت اداره مغازه بر دوش حاج مظاهر علیعسگری قرار گرفت، و این دوره که با فشارهای روحی روانی ساواک همراه بود؛ نگرانی و رنجهای زیادی بر او والدینش وارد میگردد. ودر همین بستر اجتماعی رشد یافت.
او در کتاب آورده؛ علی رغم میل پدرش در زمان پهلوی به خدمت سربازی میرود و مدّتی را در بوشهر و تهران با شرایط سخت و خشن و دور از ادب و احترام، درمقایسه با شرایط خوب همراه با تکریم سربازیِ بعد از انقلاب اشاره کرده.
حاج مظاهر همزمان با اوجگیری اعتراضات مردمی و شکلگیری انقلاب اسلامی، حساسیت و آگاهی سیاسی اش افزایش یافت. پس از پیروزی انقلاب، ابتدا در فعالیتهای مردمی و جهادی مشارکت داشت و سپس به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست. فرایند پذیرش او در سپاه، با مصاحبه و تأیید شهید زینالدین انجام شد.
سرهنگ مظاهر علیعسگری در کتابش به سالهای خدمت خود را در مناطق ناامن غرب کشور اشاره کرده. او در این دوران، ضمن تحمل شرایط خطرناک و سخت امنیتی، زندگی مشترک با مریم را آغاز کرد؛ وهمسرش در فضایی آکنده از ناامنی، کمبود امکانات و نگرانی های ناشی از جنگ؛ او را برای زندگی در مناطق غرب همراه میکند. وی همواره از نقش صبورانه خانواده ایثارگران، بهویژه همسر پاسداران، در پشتیبانی از مردان خود و نیروهای انقلابی یاد میکند.
او درکتابش، از صبوری همسران و خانواده ایثارگران یاد کرده و گفته: خانمها درغیبت ما، زندگی کوپنی، بیبرقی، ناامنی و بینفتی و دَرد و بیماری و مدرسه بچهها را با همّت و جوانمردی مدیریت میکردند؛ زنانی که به تعبیر او ستونهای پنهان مقاومت بودند.
او در کتابش شهادت برادر معلمش را داغ بزرگی برای سه دختر خردسال و خانواده پدریاش تعریف کرده؛ واقعهای که تأثیر عمیقی بر نگاه او به مسئولیت اجتماعی و فرهنگیاش گذاشت.

حاج مظاهر علیعسگری خود را راوی یک قشر رزمنده محرومیت کشیده و وفادار به آرمانهای انقلاب میداند؛ و در کتابش سعی کرده تجربهها و چالشهای جوانی خود را به دیگران رسانده و خاطرات ِ زندگی دیگران را بازیابی کند و انتقال دهد.
سرهنگ علی عسگری درکتابش با مفاهیم قلبی به موضوع بازنشستگی از سپاه، و دورشدن از کسانی که برای هم نشینی با آنها در جوانی روز شماری می کرده؛ گفته: اگر باز به جوانی و عقب برگردم همین راه را با همه اتفاقات، نارسائیها و چالشها دوباره پی میگیرم.
او در سالهای بازنشستگی به غم درگذشت پدر و یعد برادر بزرگترش و بعد مادرش؛ خیلی سوزناک دلگویه نوشته.
او تأکید کرد که هدف کتابش قهرمانسازی فردی نیست، بلکه بازگویی روحیات و زیست نسلی است که جوانیاش در جنگ، محرومیت و تعهد سپری شده.
نویسنده کتاب توضیح داد که پیش از چاپ، نسخههایی از اثر را در اختیار افراد با سنین و پیشههای مختلف قرار داده و بازخوردهای مثبتی دریافت کرده است. نقطه عطف این مسیر، مطالعه کتاب توسط استاد جواد محدثی بود؛ که در صفحه اول کتاب تغذیه ایشان دیده میشود، متنی که در آن، روانی قلم، استنادپذیری محتوا و قدرت تصویر سازی کتاب مورد تحسین استاد محدثی قرار گرفته بود و نویسنده را به انتشار نهایی اثر تشویق کرده بود.
در پایان جلسه، حاج مظاهر علیعسگری اشاره کرد که ویرایش و صفحهآرایی کتاب را شخصاً انجام داده و اگرچه بینقص نمیداند، اما از صحت محتوایی آن اطمینان دارد. او از آقای احمد مؤتمنی بهعنوان دوست، صفحهآرا که نقش مهمی در چاپ کتاب داشته، قدردانی کرد.
امروز حاصل سالها تجربه ؛ تأمل و بازخوانی گذشته او، در قالب کتاب «پسری که مرد شد» متبلور شده است؛ اثری که حاصل حدود ۹ سال تلاش مستمر نویسنده است. این کتاب نه با هدف قهرمانسازی فردی، بلکه با قصد روایت صادقانه از زندگی و روحیات نسلی است که کودکی، جوانی و میانسالی اش در بستر انقلاب، جنگ، ناامنی و تعهد اجتماعی شکل گرفته است.

سخنان احمد مؤتمنی
در ادامه جلسه، آقای احمد مؤتمنی توضیح داد که ابتدا با نوشتههای کوتاه و خاطرات اربعین آقایعسگری آشنا شده و روانی، سلاست و تصویرسازی قلم او، انگیزه همکاری حرفهای با ایشان را در من ایجاد کرده است.
مؤتمنی با اشاره به سابقه حدود ۳۰ ساله خود در حوزه نشر و صفحهآرایی، توضیح داد: از نگاه یک فعال باسابقه نشر، قلم و محتوای کتاب «پسری که مرد شد» خیلی عالی از قدرت انتقال رویدادها و ذهنیات نویسنده به مخاطب برخوردار است و خواننده را گام به گام در خانه و کوچه و کار و منطقه و زندگی خود تا پایان میبرد و برای نسل امروز، اثری خواندنی و تأثیرگذار میداند
از نظر مجری جلسه سخنان حاج مظاهر علیعسگری نشان داد که خاطرهنگاری، صرفاً روایت زندگی فردی نیست، بلکه ابزاری مهم برای انتقال تجربه یک نسل به نسلهای بعدی است؛ نسلی که کودکی، جوانی و زندگیاش در بستر زمان پهلوی و جمهوری اسلامی، جنگ، ناامنیها، به تعهد اجتماعی و مسئولیتپذیری زودهنگام شکل گرفته است.
روایت صادقانه او از زیست روزمره خانواده، بیماری، کار، ازدواج، خدمت در سپاه و جهاد سازندگی؛ حضور در جبهه های غرب و در نهایت مجروحیت خودش، تصویری واقعی و ملموس از فشارها و انتخابهای آن دوره تاریخی ارائه داد.
کتاب «پسری که مرد شد» در این نشست، نه بهعنوان یک اثر قهرمان محور، بلکه بهعنوان سندی اجتماعی و نسلی معرفی شد؛ اثری که تلاش دارد فاصله شناختی میان نسل امروز و نسل انقلاب را کاهش دهد و ریشه بسیاری از دستاوردها و حتی چالشهای امروز را در بستر تاریخی خود نشان دهد.
تأیید و تقریظ استاد جواد محدثی نیز بر ارزش ادبی و مستند این کتاب مهر تأیید زد.
بنیاد قمپژوهی با برگزاری چنین جلساتی، نقش مهمی در حفظ این سرمایههای تاریخی و انتقال آگاهانه آن به آیندگان ایفا میکند؛ اقدامی که در شرایط گسست نسلی و فراموشی تاریخی، بیش از پیش ضروری و راه گشاست.
.
تهیه و تنظیم: مهیار موسوی
www.hamuaar.ir
#نشست_گزارش
#بنیاد_قم_پژوهی
ارتباط با دانشگاه #طلوع_مهر
واحدخواهران|قمپژوهی|کانوننویسندگان
مرکز مشاوره |مهارتافزایی|قرارگاهفرهنگی
برای تهیه کتاب به لینک زیر مراجعه نمایید:
https://nashrvosoogh.ir/shop/%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3/P45926-%D9%BE%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D8%AF.html











